کارگاه معماری مکس

 
انتقاد از جامعه معماران
نویسنده : محمد کاظمی - ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۳
 

دوستان معمار در جریان هستند که تعداد فارغ التحصیلان معماری در هر نیم سال بسیار زیاد است؛ اما اکثریت جامعه نظام مهندسی را دیگر رشته ها تشکیل داده اند و این امر موجب آرایی نه چندان عادلانه در قبال معماران شده است و از معماران انتظار می رود تا پس از فارغ التحصیلی در آزمون نظام مهندسی شرکت کرده و جامعه آماری معماران را بیافزایند.


 
 
آیا پسر چهار ساله شما هم می تواند شاهکاری با گوکل اسکچ آپ بسازد ؟
نویسنده : محمد کاظمی - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩۱
 

جد Jed پسر چهار ساله معمار آنتونی ریگ ، یک نابغه یا اعجوبه نیست . او تنها علاقه بسیاری به بازی با بلوک های اسباب بازی خودش دارد . هنگامی که آنتونی چگونگی استفاده پسرش برای اولین بار از برنامه Google SketchUp (3D) را نشان داد ، حتی خودش هم انتظار چنین چیزی را نداشت . او می پنداشت که پسرش مانند هر کودک 4 ساله دیگر ، به زودی تمرکز خود را از دست می دهد و به کار دیگری می پردازد .

نیم ساعت بعد ، جد طراحی خود با نام "قصرها" را ترک کرد در حالی که پدرش کاملأ مبهوت بود . به گفته خودش : "من فکر می کنم این باورنکردنیست که یک ذهن نابالغ بتواند اینگونه ترکیب و تولید کند . "

البته ، شما حتمأ خواهید گفت که گوگل اسکچ آپ طراحی را آسان ساخته که حتی یک کودک چهار ساله می تواند با آن کار کند ، اما ما ترجیح می دهیم مانند ابزاری به آن فکر کنیم که موانع غیر قابل دسترس بودن معماری را می شکند و اجازه می دهد تا تکنیک ، مغلوب خلاقیت شود و اینکه تلنگری به کودک چهار ساله درون شما بزند .

همانطور که پیکاسو می گوید : "هر کودک ، یک هنرمند متولد می شود . مشکل اینجاست که هنگامی که بزرگ می شوید هم یک هنرمند باقی بمانید ."

این ماجرا از زبان خود آنتونی برگرفته از وبسایت خودش :

به تازگی پسر چهار ساله من ، علاقمند به آنچه که من برای زندگی انجام می دهم ، شده بود به طوری که دیروز تصمیم گرفتم که اصول اولیه کار را با گوگل اسکچ آپ (نرم افزار طراحی سه بعدی) به او آموزش دهم . او مبانی این نرم افزار را به سرعت یاد گرفت و آموخت که چگونه موس را حرکت دهد ، فرم ایجاد کند و رنگها را تغییر دهد .

من به او اجازه دادم تا کمی خود را با گوگل اسکچ آپ سرگرم کرده و گشتی درآن بزند و کاملأ انتظار داشتم ، هنگامی که برمیگردم –حدود نیم ساعت بعد- او بیرون رفته و کار دیگری انجام دهد ولی با کمال تعجب او هنوز به صفحه نمایش به شدت متمرکز شده بود . وقتی از جد پرسیدم که اوضاع چه طور پیش می ره ، او مرا صدا زد و کار خود را نشانم داد . من کاملأ شوکه شده بودم . هر بار که جد با بلوک های اسباب بازی اش بازی می کرد مرا به خاطر توانایی اش برای ایجاد اشکال و فرم های جالب با چیزهای نسبتأ ساده ، شگفت زده می کرد . اما فکر نمی کردم که ذهن یک کودک بتواند قادر به ایجاد چنین اشکالی باشد .

جد نام فرم خود را "قصرها" گذاشته و من مشتاقانه منتظر فرم های بعدی او هستم .


 
 
Shard
نویسنده : محمد کاظمی - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩۱
 

تصویر شماره یک

 مصاحبه ای از معمار رنزو پیانو قبل از شروع کارش در برج 300 متری لندن  توسط سردبیر دیزین Marcus Fairs آورده شده . در طول مصاحبه انجام شده ، پیانو ساختمان را (تصویر شماره یک) ترسیم کرد که قرار است بعدها ، بلندترین برج در اروپای غربی شود و همچنین راجع به چگونگی طرح و ایده آن توضیح می دهد که به عنوان یک معمار ، او همیشه از داشتن یک سبک خاص و قابل تشخیص اجتناب می کند .


 
 
 
نویسنده : محمد کاظمی - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ امرداد ۱۳٩۱
 


 
 
خانه ریزا
نویسنده : محمد کاظمی - ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩۱
 

این خانه قدیمی محل نگهداری محصولات مزرعه بوده است ، سپس برای سکونت یک خانواده 6 نفره بوده و به تازگی محل نشست حزب سیاسی اصلی در شهر است . این پروژه در حال کنار آمدن با قوانین سختگیرانه سوئیس است که اجازه تغییر وضعیت در بازشو های بیرونی و ساختار سقف را نمی دهد.

در نهایت ، من بر این باورم که مرمت قسمت بیرونی ساختمان جوابی اجباری به افزایش بی رویه ی شهر نشینی و اتلاف زمین در بخش ایتالیای سوئیس است.

تاریخچه

خانه ریزا در واکالو ، یک روستای 3000 نفره که در کانتون تیچینو سوئیس و در مرز ایتالیا و در پای کوه بیسبینو قرار گرفته است. واکالو در اصل یک دهکده کشاورزی بوده است که به تدریج به یک منطقه مسکونی در طول قرن بیستم تبدیل شده است. خانه در هسته ی تاریخی شهر ، با بخشی از شهرک که قدمت آن به قرن هفدهم می رسد ، قرار گرفته است. همه ی این ها توسط دولت منطقه ای ، که مقررات سخت مرمت را تنظیم میکند، محافظت می شود. این ساختمان یک انبار کاه ، جو و کنف برای ذخیره کشاورزان بوده و سپس میزبان یک خانواده 6 نفره که یکی از نافذترین خانواده های شهراست ، شده است و پس از تاسیس حزب سیاسی محلی ، تبدیل به دفتر مرکزی این حزب شده است. امروزه این خانه احیاء شده است و متعلق به شهردار واکالو است.

خانه ریزا یک طبقه مربع ( خانه برج) 6*6 متر در 4 سطح است. با توجه به محدودیت های قوانین ساختمان های محلی ، پوشش آن تغییر نکرده است. دیوارهای باربر خارجی تنها عناصری هستند که دست نخورده ، از قبل موجود است. فضای داخلی کاملا تخلیه شده است ، تا حدودی به دلیل وضعیت مخاطره آمیز دیوارها و کف و به طور کامل بازسازی شده است. این پروژه سعی در حفظ خط مشی تاریخی قسمت بیرونی دارد در حالی که در داخل قصد این را دارد که مردم یک فضای بزرگتر را درک کنند. پنجره ها نیز مانند ساختار دیوار دارای یک سطح داخلی 50 سانتی متری هستند ( به منظور افزایش درک از دیوارهای قدیمی از خارج) ارتفاع 2 برابر اتاق نشیمن باعث افزایش درک از اندازه ی فضا می شود. پله ی فلزی بسیار سبک وزن از تمام فضاهایی که در انتظار یک ارتباط بصری با یکدیگر هستند، قابل رویت است. اتاق تجهیزات و سرویس بهداشتی در ورودی طبقه قرار گرفته است ، آشپزخانه و نشیمن در طبقه اول است ، طبقه دوم میزبان یک اتاق کوچک و سرویس بهداشتی و فضای مطالعه ای است که مشرف به اتاق نشیمن است. در حالی که در طبقه ی بالا اتاق خواب والدین ( دارای رخت کن و سرویس بهداشتی است) واقع شده که چشم اندازی به دره های مندریسو دارد.


 
 
پاویون Epiphyte از ماروین برتک و ماگنوس هورتن
نویسنده : محمد کاظمی - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩۱
 

Epiphyte یک پاویون تابستانی مدولار و خودکفا می باشد که برای سفر به سراسر جهان به منظور ارائه محیط اطراف خود با زیبایی طبیعی و بیان سیستم ساختمان های مدرن و اکولوژیک در یک تجربه معماری ، ایجاد شده است . ارگانیسم پیش ساخته برای انتشار آلاینده ها با کربن صفر طراحی شده و همچنین جمع آوری انرژی در طول روز با استفاده از آن برای پروجکشن های رسانه در شب . این پاویون از فضای اطراف شهری و سبز خود سود برده درحالی که یک فضای جدید و جالب برای نمایشگاه و آثار هنری فراهم می کند . پوسته آن توسط یک لایه نانو TiO2 آناتاز شکل پوشیده شده که نسبت به اشعه ماورای بنفش برای کاهش آلودگی هوا و تمیز کردن هوای اطراف پاویون واکنش نشان می دهد . Epiphyte آب باران را در 3 محل پایین ساختار خود جمع آوری کرده ، آب خاکستری را در هسته مرکزی خود جایی که فیلتر ، تمیز ، بخار و توسط مه برای خنک کردن اطراف مورد استفاده قرار می گیرد ، ذخیره می کند .




 
 
آسمانخراش تصرف شده ؛تقدیر شده در رقابت آسمانخراش 2012
نویسنده : محمد کاظمی - ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩۱
 

آسمانخراش تصرف شده Occupy Skyscraper ؛

مورد تقدیر قرار گرفته در رقابت آسمانخراش 2012 ؛

یانگ شیائو Ying Xiao ، شنگچین یانگ Shengchen Yang ؛

ایالات متحده

نابرابری های اقتصادی در ایالات متحده به حرکت در آمده و به جنبش وال استریت اشغال 2011 آورده شده است ؛ طراحان آسمانخراش تصرف شده Occupy Skyscraper ایجاد ساختمانی را پیشنهاد دادند که بیشتر می تواند به معترضان قدرت دهد و به جنبش اشغال سرعت بخشد. آسمانخراش تصرف موقتا محل اعتراض را می تواند به پناهگاه و فضای جلسه ای برای مخالفان بنا نماید. بدین وسیله  مفهومی برای معترضان که جنبش خود را از سطحی افقی به واقعیت عمودی سه بعدی ببرند فراهم می نماید، آسمانخراش تصرف شده واقعه را به عنوان یک کل تقویت می کند و نگه میدارد ، اما شگفت آور این است که این کار را تنها با استفاده از طناب کنف و کرباس انجام می دهد.

ساخت و ساز آسمانخراش به زودی زود به عنوان محل اعتراض آغاز می گردد‌:‌ طناب به تار عمودی با اتصال به آن و بالا رفتن از ساختمان های مجاور بافته شده است. شبکه های بافته شده ضخیم و ضخیم تر می شود تا شکل های شبکه ها بتواند وزن آنها را تحمل نماید. در این مرحله ،" ساختمان" می تواند برای بالا رفتن ، آویزان کردن پرچم ها و نگهداری کیسه های خواب در فضاهای عمودی استفاده شود ، و میتواند برای تجمع در سطح افقی نیز استفاده شود. کرباس ها سپس به ایجاد قطعات محکم جهت جداسازی فضاهای استفاده شده در داخل ساختمان اتصال یافته است. طراحان چندین فضای مخصوص را پیش بینی کردند :‌ فضاهای راهنمایی ، و نقاط دیگر برای تفریح و سرگرمی ، خواب ، کارگاه های آموزشی ، کنفرانس ها ، گردهمایی ها و جلسات بزرگ.

در نتیجه جنبش قدرت به دست می آورد و مردم بیشتری به آن می پیوندند ، توده های مردم ساخت آسمانخراش را دنبال خواهند نمود ، و فضاهای مورد نیاز را اضافه می نمایند. با این حال ، ارتفاع آسمانخراش به اوج خود میرسد ، زمانیکه ارتفاع ساختمان های اطراف که طناب ها را نگه می دارند متلاقی شود. در نتیجه اعتراض پایان می پذیرد، ساختمان واسازی میشود ، و پس از آن ، بقایای آن میتواند به طور کامل حذف شود ، و بافت شهری به آنچه قبل از این رویداد بود، بازسازی شود.


 
 
خانه ای در هیسک ،مدرنیسم بومی
نویسنده : محمد کاظمی - ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳٩۱
 
 
 

 

در کناره جنگل هیسک خانه ای زیبا بنا شده که ترکیب آن دو حجم مختلف را در بر گرفته است . یکی از حجم ها مانند - ال - می ماند که بصورت حجمی کشیده و متوازن که کاربری های عمومی ساختمان در آن قرار گرفته است . دیوارهای خارجی آن بر خیابان اشراف دارند . نمای بیرون ساختمان از آجرهای تیره رنگ با بند کشی های افقی ساخته شده است , لیکن نمای درونی خانه بصورت باز و روشن می باشد . فضای سالن با تراس , باغ , جنگل در ارتباط بوده و از روشنایی طیعی بهره می برد .

نمای آن قسمت از خانه که مشرف به باغ است به پوشش بتنی اراسته است که همان تخیل زندگی مدرن به همراه برج و بارو ساختن می باشد . در زیر زمین حجمی از الوارهای چوبی است که اتاق های صمیمی مانند اتاق خواب و حمام در آن قرار گرفته است . بر مبنای گفته شرکت طراح حجم های چوب شبیه درخت افتاده و متعادل می باشد .ساختار فولادی این بنا توسط چوب لوروپروتو و اف – اس – سی ( نوعی چوب درخت های جنگل های استوایی ) پوشانده شده است .


 
 
پل مارگارت هانت هیل
نویسنده : محمد کاظمی - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳٩۱
 
 
 

 

پل مارگارت هانت هیل توسط معمار و مهندس اهل والنسیا ، سانتیاگو کالاتراوا بر روی رودخانه ای در دالاس تگزاس طراحی شده و ساخت آن به اتمام رسیده . ساختار کابلی پل ، طول خود را با 1,870 فوت توسط یک قوس فولادی به بلندی 400 فوت با مجموعه ای از کابل های چرخان ، نگه داشته . 58 رشته ظریف سفید به قسمت زیرین قوس متصل شده و در امتداد خط مرکزی پلت فرم استوار می شوند . قطر 16 فوتی ، از 25 قطعه منفرد تشکیل می شوند و با 20.000 پوند پیچ و مهره و 45 تن بتن اضافی ایمن می شوند . این لندمارک جدید که از تمام جهات اصلی قابل مشاهده بوده و غرب دالاس را به منطقه مرکز شهر متصل می کند ، 6 لاین برای ترافیک خودرو و یک چشم اندازِ کارت پستالی نمادین برای تعریف محدوده شهری ، فراهم می کند .


 
 
موزه نشنال آرت (Center Art National )
نویسنده : محمد کاظمی - ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳٩۱
 
 
 

 

موزه نشنال آرت (Center Art National ) آخرین کارِ کیشو کوروکاوا (۲۰۰۷) در توکیو است که به عنوان بزرگترین موزه هنر در ژاپن محسوب میشود .این موزه ادغام معماری معاصر با ساختمان تاریخی است . این ساختمان که در نزدیکی میدتون توکیو است ، تلاشی برای تزریقِ بعضی از کاراکترهایِ فرهنگی به منطقه تجاری روپونگی است. این موزه با نما های کاملاشیشه ای، رو به سمتِ مناظرِ سبزِ سایتش (پارکِ وسیعی که در آن قرار گرفته)، قرار گرفته است . کوروکاوا که یکی از شاخص های تئوریزین های متابولیست و بعد از آن معماری سمبلی بود، که پیشنهاد بازسازی یک ساختمان قدیمی ارتش را داد. پروپوز ال وی ، یک نمای کاملا شیشه ای – فلزی مواج بود که کاملا عناصر و جزییات خارجی سازه ی قدیمی این ساختمان ارتشی را می پوشاند. این فرم موجی شکل شیشه ای با شبکه های فلزی افقی نگه داشته میشوند و فرمی یکدست را بوجود میآورند.

در واقعیت ، این کِرتین وال (دیوار شیشه ای مشبک ، لطفا به تصوی۴ نگاه کنید ) عظیم شامل ۳ حجم مخروطی است : یک مخروط خارجی در قسمت ورودی و دو مخروط برعکس در داخل ساختمان که کافه را دربرمیگیرند. در واقع مخروط خارجی تاثیر مقیاسی بر بیننده دارد بدین صورت که بآ ارتفاع و شکل متفاوتش ، چشم بیننده را ناخودآگاه به حلقه ی نوری معطوف میکند که در حال خوش آمدگویی به آنهاست . درفضای داخلی ساختمان ، کوروکاوا یک مکعب درونی برای ایجاد ارتباط بصری با فضای خارجی و داخلی ایجاد کرده است ، که از پل ها و بالکن های موجود درطبقات مختلف تناسبات شش طبقه و پرسپکیو های پویا قابل مشاهده هستند. رستوران های منحصر بفرد این مکعب را به فضایی غنی و پویا تبدیل کرده اند . مردم در این فضاها در حالیکه از گرمای مطبوع خورشید زمستانی در این فضا لذت میبرند برای نوشیدن یک قهوه ، لحظه ای مکث و استراحت قرار میگیرند.

در تضاد با این دیوار شیشه ای موج دار ، دیوار قائم و حجیم ساختمان قدیمی است که با باریکه ها ی زیبای چوبی پوشیده شده که یادآور معماری سنتی ژاپن است. مجموعه ای از این عناصر در کنار هم فضای گرم و دلنشینی را ایجاد کرده است. یکی از مشخصه های موزه این است که این موزه محل نمایش یک کلکسیون واحد نیست؛ این مشخصه امکان برگزاری سبک های مختلف هنری را از سرتاسر جهان در این موزه میسرمیسازد .

کوروکاوا میگوید: من این موزه را خاصِ نمایش یک کلکسیون نمیدانم...." .او ادامه میدهد که: "این موزه در واقع یک فرودگاه هنری است که مردم در سرتاسر جهان هم به صورت مجازی و هم به صورت حقیقی برای تماشای تصاویر در آن حضور می یابند. بدین منظور ، از یک طرف ما به "اینفورمیشن تکنولوژی"( آی تی) مرتبط با فیبرهای بصری احتیاج داشتیم، و از طرف دیگر به یک فضای وسیع وبا امکانات پیشترفته برای حمل و انتقال حجم گسترده ای از آثار هنری که باید از میان موزه عبور میکرد ، احتیاج داشتیم . به همین دلیل من یک سیستم انباراتوماتیک و فشرده در زیر موزه بوجود آوردم. درواقع این بلوک حجیم فضای نمایشگاهی تقریبا ۱۳۰۰۰ مترمربع با حداقل ستون را در بر میگیرد که دارای شش طبقه و یک زیرزمین است. نمایشگاه ها با مجموعه ای از پنل های متحرک به قسمتهای کوچکتر تقسیم شده اند. همچنین در این مجموعه یک تراس سبزپوشیده شده با گیاهآن بامبوقرار گرفته که امکان ورود نور را به فضای داخلی ساختمان مهیا میکند .

در انتها کوروکاوا میگوید: یکی از اهداف من با این گونه طراحی، القای حسِ گَنگی و نامفهومی بود. بهترین هنر و معماری باید گنگ و نامفهوم باشد. اگر به آسانی قابل فهم باشد ، تبدیل به کارخانه میشود که عملکردی است و مردم میتوانند بگویند: که این ورودی ست و این خروجی است"؛ اما این هنر نیست.....ولی من میخواستم که ابهام و تاحدی گنگی را بوجود آورم. این چیزی است که مردم را به فکر وا می دارد و یا آن ها را وارد یک مارپیچ فکری میکند..."


 
 
← صفحه بعد